همه چي ازكلاس فارسي عمومي وازيه گيردادن ساده استاده به كايندنس ومسخره بازي بچه هاشروع کار شد...
بعدش بيرون كلاس ايستاده بودسرم روبرگردوندم سرش روبرگردوند،نگاهمون باهم تلاقي پيداكرد...
بعدش توي راهرومشغول خوندن براي كنفرانسم بودم بادوستاش روبه روم نشسته بود،راهروخالي شدهمه رفتن سركلاساشون دوستش صداش زد،گفت كه ميادبعداًوازجاش تكون نخورد من موندم واون فقط وفقط استاداومدمن رفتم داخل كلاس اونم رفت...
سرامتحان صندلي جلورديف وسط بودومن صندلي دوتامونده به اخرهمون رديف...مدام سرش روبرميگردوندونگاه ميكرد،كلافه بود...
بعدامتحان منتظردوستم بودم خودش ودوستش اومدندپشتم ايستاده بودازشيشه درنگاهش ميكردم دوستش هلش دادسمتم بهم نزديك شده بودترسيدم چسبيدم به شيشه مثلاًدارم داخل راهرورونگاهم ميكنم ازتوش اونم برميگرده عصبي وكلافه است
دوترم بعدترش استادديرميكنه اقاي شين ميادوميگه كلاستون اين جانيست ماروميبره سركلاس واردكه ميشم سرجام ميخكوب ميشم
خودشه...
استادازم ميخوادبيام حرف بزنم شروع کار ميكنم وسط نشسته ومن ناخودآگاه چشمم بهش مي افته ميخنده وسرش رومي اندازه پايين گيج ميشم
استادميگه معني اين چي ميشه همه ساكت ميشيم يهومن يه چيزميگم خودش جوابموميده نه نه اين نميشه...خنده ام ميگيره
ازكلاس ميرم بيرون كلاسم طبقه دومه كلاسش طبقه سوم ازپله هاميره بالامنم پشت سرشم مدام برميگرده من سرم پايينه ميرم سركلاس دختره ميگه تشكيل نميشه دارم ميرم پايين خودشم ميادپايين سرش روبرميگردونه گيجم ميكنه اخرش مي ايسته بهم راه ميده منم ازبغلش ردميشم دختره ازمن ميپرسه تشكيل نميشه ميگم نه هنوزوسط پله هاايستاده...
*ميتونه اين همه مواردفقط يك تصادف يازايده خيال بنده باشه؟